365 prompts - تاریخ: 1397/8/7 ساعت: 13:00
۳۶۵ موضوع برای نوشتن! 1. Outside the Window: What’s the weather outside your window doing right now? If that’s not inspiring, what’s the weather like somewhere you wish you could be? 2. The Unrequited love poem: How do you feel when you love someone who does not love you back? 3. The Vessel: Write a...
تابلو ی ۲ - تاریخ: 1397/8/7 ساعت: 13:00
تابلوی ۳ - تاریخ: 1397/8/7 ساعت: 13:00
تابلوی ۴ - تاریخ: 1397/8/7 ساعت: 13:00
گاهی دلم میخواد مطالب در مورد نقاشی و هنر بذارم... گاهی هم دلم میخواد بشینم از یه روز بد یا خوب که پشت سر گذاشتم حرف بزنم! گاهی هم اصلا یه چیز خیلی بی ربط تر!سر همین قضیه اصلا نمیدونم با این وبلاگ میخوام چیکار کنم! : | مطمءنم آخر یه روز پا میشم میذارمش میرم!:)) اما در هر حال ۱۴ ام آخرین پروژه ام رو ...
تابلوی ۲۱: میتونست خیلی بدتر باشه! - تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 6:58
"میتونست خیلی بدتر باشه!" متنفرم از این حرف!با اینکه اکثر مواقع بعد هر ناراحتی این رو به خودم میگم! گاهی آدم دوست داره بگه:" اه! چه فاجعه ای! حس بدیه!" و به خودش دلداری بده و با خودش مهربونی کنه! ناز خودش رو بکشه! به خودش جایزه بده, بگه عیبی نداره... حالا که اینا ناراحتت کرده بیا با این خوشحال باش! ...
تابلوی ۲۲: خودکشی نکن - تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 6:58
      تو یه روز اصلا نخندیدن و حرف نزدن فکر میکنم خودکشی باشه!
تابلوی ۲۳: قهرمان خودت باش! - تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 6:58
وقتی تابستون زیادی سریع میگذره... - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
قبل از تابستون هزاران نقشه داریم! اما وقتی بهش میرسیم معمولا اکثرش میشه: خواب.نت.خواب.شااااید غذا. نت.خواب... :)) به دلیل این همه بیکاری و خستگی, امروز داشتم با خودم فکر میکردم که دوباره یک جور لیست درست کنم و شروع کنم به انجام دادنشون. مابین این کار, ایده ای به ذهنم رسید! فکر کردم که, شاید برای این...
یادداشت قبل خواب - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
دلم برای قبلا ها تنگ شده. هوس کردم دور از شلوغیای کانال ها و گروه های تلگرام, مثل گذشته ها یک گوشه ی اتاق بشینم و برای خودم کتاب بخونم. یا خیال پردازی کنم! در واقع... انگار دوست دارم یکم دنیا دوباره کوچیک تر بشه و زمان آهسته تر بگذره. شده حس کنید داره فکر و تمرکزتون از کار میفته؟ :/ همچین حسی دارم. ...
صبح جادویی - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
«قبل صبحونه ۶ چیز غیر ممکن رو باور کن.» این یکی از دیالوگ های آلیس در سرزمین عجایبه. به نظرم توصیه ی خوبیه! خود من هم امروز باور کردم که یک جادوگرم! *^* چطوری؟ پایین تر رو بخون! امروز یکم زودتر از همیشه بیدار شدم! چون زنگ در رو زدن! :)) رفتم و دیدم بسته ای که از "رنگی رنگی" سفارش داده بودم رو آوردن!...
خوددرگیری نیمه شب - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
خوددرگیری نیمه شب « وقتی صفحه ی سفید رو میبینم هول میکنم» این را گفت و محکم سرش را تکان داد.-خب هول نکن!- به همین سادگی نیست که!- تو الان داری مینویسی... پس موفق شدی!نگاه پرسشگرانه ای به من می اندازد. « اما واقعا اون چیزی که میخوام بنویسم نیست.»-ایرادی نداره. از یک جا باید شروع کرد!اخم میکند. انگار ...
کبریت های نامرئی زیر پلک ها - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
نمیدونم از این بی خوابی های اخیر خوشحال باشم یا بهشون لعنت بفرستم...! لعنتی باعث میشه ذهنم مثل چی کار کنه و از همیشه بیدار تر باشم... اما همینم باعث میشه که یک چیز هایی رو به خاطر بیارم که انگار سال هاست یه گرد و خاک گنده روشون نشسته! مرسی و لعنت بهت بی خوابی! کبریت زیر پلکامه... کبریت زیر پلکامه......
Fantasy land - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
وقتی یکی بهم گفت که تو رویا سیر میکنی, نزدیک بود از رو یونیکرنم بیفتم! هیچ وقت از دنیات دست نکش. مهم نیست اگر بخندن. نوشته شده در سه شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶ساعت 12:39 PM توسط Gray illusion |
پاشنه بلند های شیطانی - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
لباس های شب موهای سوخته با سشوار و اتو آرایش و حساسیت پاشنه های شیطانی! همه ی این ها یعنی داریم میریم مهمونی! در آخر حس خوبی دارم. نشستن توی خونه و روزمرگی, آدم رو میکشه! XD دوست داشتم میتونستم لپتاپم رو هم بردارم ببرم... یا حداقل اسکچ بوکم رو! (فکر میکنم اون رو قاچاقی بردارم ببرم!:| ) چند دقیقه ای ...
قسمتی از کتاب - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
ورونیکا تصمیم گرفته بود در آن بعد از ظهر دلنشین لیوبلیانا بمیردu200du200d٬ همراه با نواختن نوازنده های بولیویایی در آن میدان٬ هم زمان با گذر مرد جوانی از پای پنجره اش. و از آنچه چشم هایش میتوانستند ببینند و گوش هایش میتوانستند بشنوند٬ شاد بود. حتی از این شاد تر بود که مجبور نیست تا سی٬ چهل٬ یا پنجاه...
طرز تهیه نوشیدن کره ای - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 13:56
یکی از نوشیدنی هایی که من برای صبح ها واقعا دوست دارم اینه! XD پر کالریه, برای همین میشه خالی به عنوان صبحونه خوردش! و بسیار خوش طعمه! >.<</p> مواد مورد نیاز: شکر قهوه ای ... یک قاشق غذاخوری کره ... حدود یک قاشق غذاخوری شیر... یک لیوان دارچین... مقدار کم وانیل... مقدار کم *همزن برقی (دستی مخصوص قهوه...